مرثيه ابا الفضل العباس(س)
يا اباالفضل(عليه السلام)
ناگهان بازوي آب آور تو ميريزد
مشك ميريزد و چشم تر تو ميريزد
مژه هاي تو خودش لشكري از طوفان است
تير را چون بكشم لشكر تو ميريزد
ديدم از دور كه با نيزه بلندت كردند
بي سبب نيست كه بال و پر تو ميريزد
گيرم امروز ببندم به سرت پارچه اي
صبح فردا روي نيزه سر تو ميريزد
بهترين كار تو اين است كه دستت نزنم
دست من گر بخورد پيكر تو ميريزد
شده اندازه ي قاسم بدنت از بسكه
قد و بالاي تو دور و بر تو ميريزد
مادرم مادر تو-مادر تو مادر من
گريه ي مادر من-مادر تو ميريزد
"علي اكبر لطيفيان"
بر من لباس نوکریم را کفن کنید