متفرقه
غبار بودم و شش گوشه ات عقيقم كرد
گناه بودم لطف شما ثوابم كرد
براي بررسي اشعار به موضوعات "وب"مراجعه كنيد
غبار بودم و شش گوشه ات عقيقم كرد
گناه بودم لطف شما ثوابم كرد
براي بررسي اشعار به موضوعات "وب"مراجعه كنيد
يا رحمة الله الواسعه(عليه السلام)
آب از دهانت چكيد و زود مكيدم
ريخت و پاش لبت به نفع لبم بود
"با تشكر از آقاي زنده بودي براي ارسال اين شعر"
امام زمان-هلال ماه عشاق
سيني به دست بود و سر كوچه ديدمش
با پرچمي كه روي نگاهم كشيدمش
آقا كمك كنيد خدا خيرتان دهد
او دم گرفته بود...و من ميشنيدمش
سيب رسيده اي جلوي باورم گذاشت
من هم بدون هيچ تعلل خريدمش
شب آمدم به خانه و آن سيب سرخ را
تقسيم كردم و بغل سفره چيدمش
حالا درخت سيب شده،بار آمده است
آن ميوه اي كه قبل محرم خريدمش
روزي هزار بار مرا شكر ميكند
اين كودكم كه با غمتان آفريدمش
رفتم سراغ كودكم امروز مدرسه
سيني به دست بود و سر كوچه ديدمش
"حاج علي اكبر لطيفيان"
حي علي العزا
عاشقان کم کم به شور و التهاب افتاده اند
باز نزديكِ محرم در شتاب افتاده اند
مجمر و اسپند و بیرق را فراهم کرده اند
فکر چای روضه و قند و گلاب افتاده اند
کودکان را در میان کوی و برزن دیده ای؟
در بنای تکیه ها از خورد وخواب افتاده اند
این فراخوان محرم مرزها را هم شکست
ارمنی ها در پی اجر و ثواب افتاده اند
روضه خوان ها را مگر زینب خودش یاری کند
از بیان ماجرا در اضطراب افتاده اند
مقدم هر ناشناسی را غنیمت بشمرید
چون شماری در مسیر انتخاب افتاده اند
میزبان زهرا که باشد نان به هر کس می رسد
دانه ها کم کم به زیر آسیاب افتاده اند
"كاظم بهمني"
هلال محرم
قلبم به ياد كوثر و زمزم گرفته است
مثل طلوع سوره ي مريم گرفته است
باران ديده هاي من از رحمت شماست
اشكم به اذن چشم تو نم نم گرفته است
آري در اين هواي پر از بغضٍ بي كسي
نام تو در محيط دلم دم گرفته است
آري خدا كه خانه ي مشكي گزيده است
روضه براي شاه دو عالم گرفته است
چشمم به راه آمدن ماهٍ گريه هاست
امشب دلم به ياد محرم گرفته است
دسته كجاست سينه زنش را صدا كند
زنجير كوچك دل من غم گرفته است
در انتهاي كوچه سينه زني كسي
با ناله هاي فاطميش دم گرفته است
"علي اشتري"
حضرت رقيه سادات(سلام الله عليها)
براي راه رفتن دردسر داشت
نرفته زخم ها سر باز ميكرد
"با تشكر از آقاي امير بزازي براي ارسال اين شعر"
حضرت قاسم ابن الحسن(عليهم السلام)
به شوق همرهي ات كربلا نشين شده ام
ميان درد كشان تو بهترين شده ام
مرا مجوي كه چيزي ز من نمي يابي
كه با طهارت اين خاك ها عجين شده ام
بيا و پيرهنم را ز خاك ها بردار
اسير پنجه ي صد گرگ در كمين شده ام
ببر به درد و بلايت سلام قاسم را
كه بين حلقه ي انگشترش نگين شده ام
به زير شيههء اسبان صداي من گم شد
همين يتيم شكسته نفس،همين شده ام
ميان هر دهه ي اول محرم تو
دلم خوش است اگر شام پنجمين شده ام
"شيخ رضا جعفري"
حضرت قاسم ابن الحسن(عليه السلام)
گفتي كه سرنوشت همين از قديم بود
گفتي مرا نصيب بلاي عظيم بود
دست ركاب بر سر پايم نميرسيد
آن اسب هم مخالف جنگ يتيم بود
وقتي كه روي دامن تو سر گذاشتم
ديدم تو را چقدر نگاهت رحيم بود
حتي حضور زود تو هم فايده نداشت
آن لحظه آمدي تو كه حالم وخيم بود
از نعل و اسب و دشنه و شمشير و سنگ و خاك
هر چيز در بلندي قدم سهيم بود
وقتي كه بال بال زدم بين دست تو
زيبا ترين پريدن اين يا كريم بود
ميخواست شعر گفته شود با قياس او
اين شكل هم نتيجه نداد و عقيم بود
"شيخ رضا جعفري"
حضرت ساقي(عليه السلام)
اي بلند هميشه در بالا
آسمان كبود عاشورا
قامت تو عمود خيمه ي عشق
چشم بد دور از اين قد و بالا
رعد و برق نگاه تو طوفان
غرّش مشك خشك تو دريا
دل گهواره از تپش افتاد
جلوه اي كن به كسوت سقا
اشك گهواره ها تو را ميخواند
اي به لبهاي تشنگان آوا
نعره هاي فرات ميگويد
پيكر تو شده گل صحرا
سوي خيمه بيا و آب آور
دل بكن از تبسم زهرا
"علي اشتري"
يا مقطع الاعضا
يا الله
آه انگار دگر راه پس و پيشت نيست
اينكه اينگونه گرفته است به دست ريشت كيست؟
"با تشكر از آقاي امير بزازي براي ارسال اين شعر"