يا امير المؤمنين (ع)

 

از تو سر و زمادر من سینه ای شکست

 

تا صبح حشر بر سر بر سینه میزنم

 

جدم که نیست در بر تو مادرم که نیست

 

دارم به جاي چند نفر سینه میزنم

 

***

 

من در مدینه یاد گرفتم که هیچ وقت

 

زخمی که شد عمیق مداوا نمیشود

 

گر چند ضربه هم زده بودن باز هم

 

پیشانی تو بیش از این وا نمیشود

 

***

 

گفتند گفته ای که مرا کوچه میبرند

 

می خواهم از بیان خودت بشنوم بگو

 

گفتند گفته ای که تماشام میکنند

 

میخواهم از زبان خودت بشنوم بگو

 

***

 

بابا خودت بگو سر بازار میروم

 

بابا خودت بگو که گرفتار میشوم

 

بابا خودت بگو به سرم سنگ میزنند

 

بابا بگو بدون علمدار میشوم

 

      (علی اکبر لطیفیان)