مرثیه امیرالمومنین
يا امير المؤمنين (ع)
از تو سر و زمادر من سینه ای شکست
تا صبح حشر بر سر بر سینه میزنم
جدم که نیست در بر تو مادرم که نیست
دارم به جاي چند نفر سینه میزنم
***
من در مدینه یاد گرفتم که هیچ وقت
زخمی که شد عمیق مداوا نمیشود
گر چند ضربه هم زده بودن باز هم
پیشانی تو بیش از این وا نمیشود
***
گفتند گفته ای که مرا کوچه میبرند
می خواهم از بیان خودت بشنوم بگو
گفتند گفته ای که تماشام میکنند
میخواهم از زبان خودت بشنوم بگو
***
بابا خودت بگو سر بازار میروم
بابا خودت بگو که گرفتار میشوم
بابا خودت بگو به سرم سنگ میزنند
بابا بگو بدون علمدار میشوم
(علی اکبر لطیفیان)
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 13:22 توسط علیرضا فتحی
|
بر من لباس نوکریم را کفن کنید