مرثيه امام حسين(ع)_گودال
سلامْ علي شاه شيب الخضيب
چون زخم های روی تنت گریه ام گرفت
از پـیــرهـن نــداشـتـنـت گریه ام گرفت
بـا دیـده هـای سـرخِ جگـر مثـل مـادرم
هنگام دست وپا زدنت گـریـه ام گـرفت
جـایـی بـرای بـوسـه بــرادر نـیـافــتم
از نیـزه هـای در بـدنت گـریه ام گـرفت
تا دیـدم آن سـواره ولـگـرد نـیـزه دار
بــر تـن نـمـوده پـیـرهنت گریه ام گرفت
وقـتـی شنـیـدم از پسـرت ای امام اشک
یـک بـوریـا شـده کـفـنـت گریه ام گرفت
"وحید قاسمی"
+ نوشته شده در شنبه چهارم آذر ۱۳۹۱ ساعت 4:35 توسط علیرضا فتحی
|
بر من لباس نوکریم را کفن کنید