يا مقتع الاعضا

انگار که ختم غائله می کردند

با حکم امیر ولوله می کردند

باچکمه و یاکه اسب تازه نفسی

بر روی تن تو هروله می کردند

یک عده ی هرزه ، لاابالی ، رقاص

بالای سر تو هلهله می کردند

یک عده که از فرات بر میگشتند

آب تعارف شمر و حرمله می کردند!

یک عده ی بی شرف ، لجن ، بی ناموس

ناموس تو را به سلسله می کردند

کعب نی و تازیانه و سر نیزه

آماده برای قافله می کردند

ای کاش برای حفظ حرمت ها هم

تعیین حدود فاصله می کردند

در شام کسانیکه سرت چرخاندند

از شمر تقاضای صله می کردند

 

"عليرضا خاكساري"

خواهشا حق روضه ادا شود